X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 7 مهر‌ماه سال 1384

روز دوم مهر همانا روز خوبی برایمان بود بس که مثه سگ خندیدیم .

در ابتدا با هول و ولا من ساعت 7 به دم در سگدونی مربوطه رسانده شدم و سپس رها گشته که به داخل مدرسه روم. در ورودی را گل و مَنگل زده بودند و بالای آن با خطی بسیار درشت نوشته بودند: "مقدم گلهای باغ زندگانی را به باغ پرگل مهر تهنیت میگوییم "

ماشالله چشمان حسودان کور بچه ها همگی تر و تمیز شده اند !! از گشادی مانتو در غر غر که آری ننه ی من اینجارا آنطور کوتاه کرد و ننه بزرگ من اینطور و من این مانتو گشادم است و من.... و به راستی عباییست این شئ ! با یک جلباب سیاه به روی سر و عبایی سبز متالیک بر تن و شلواری بَگی به پا  تو گویی جیگرکی است این سگدانی .

چشممان به تخته، فری خودش را پاره نموده بود از بس که خرج کرده بود ! دیوارهای خال خالی 15 شهریور ( خدا بیامرز ) تبدیل به رنگ سبز اسهالی- دقیقا به رنگ همانی که 2سال زمانی اینجا را متعفن کرده بود- شده بودند و دل مارا در همان نگاه اول بردند به طرزی فجیع . شعارهای اسلامی دیوار که تا پارسال ها به رنگ بی رنگ در آمده بود اینک با جلوه ای زرد قناری رنگ و حاشیه های قهوه ای بر روی دیوار خود را به ما مینمایاندودند و فکر ما را به تسخیر خویش وارد میکردند .نرده ها را رنگ کرده اند و به پنجره ی دخمه ها چیزی آویزان . به چیزی بیش از گونی پاره نمیبرد اما از نظر بقیه ی بچه ها به تور ماهیگیری مانند است و اصلا به ما چه !

ما را در صف ایستاندیدند و پس از تلاوتی چند از آیات قرآن حکیم سرود سرفراز ایرانمان پخش گشت و همه هم گوش میکردند . یک خانوم های کلاس متفاوت با بقیه اولیای دم هم چیلیک چیلیک از ما عکس میگرفت تا به آرشیو مدرسه اضافه نماید قیافه های نو شکفته و نَشُسته ی  مارا.

یک انسان بدبخت که من نمیدانم چرا هر سال او را به عنوان خوانننده ی معنی آیات بر میگزینند در حال خواندن بود که ناگاه فری ران بفشرد به سمت او و هی او میکروفون را بکش و هی آن بدبخت بکش و هی ما بخند . ناگفته نماند که در این سگدانی چیزی به عنوان میکروفون نبوده و به نشانه ی خاکی بودن و برقراری مساوات با وانت رانانان از همانی اسفاده می شود که به بلندگو وصل است. از همانها که وانتیان با آن سبزی خشک و لگن پاره میخرند و میفروشند و صدا در میکنند.



بعد از کشمکش بین دو فرد مذکور بالاخره ایشان آن وامانده را از دست دانش آموز بدبخت گرفته و آن را به دم رادیو بردندی و ما همگی سراپا گوش شدندی تا سخنان "الف نون " را بگوش بسپار بشویم. ابتدای صحبت ایشان را که شرط خواهم بست کسی نشنید . به دلیل اینکه ما دقیقا اول گلّه ایستاده بودیم و از آنجاییکه سگدانیمان خارجکی است و حیاط دو طبقه دارد (و تازه استخر هم دارد) و ما پایین بودیم و اولیا بالا ، فری دقیقا بالای سر ما بودی و ما به سوراخ دماغ او دسترسی داشتی ، کامی به صورت دو دقیقه به او خیره گشتی و سپس بند انگشت خود را بگرفتی و با هم زیر خنده بزدی که البته منظور ایشان همان سوراخ دماغ وی بودی که به نظر من کل انگشت است نه بند انگشتی و البته که ما همه ی مدرسه محسوب میشویم !

ناگه بانگ بلندی به پا خاست تا "الف نون " پرسش مهر را مطرح نماید .4 سوال مطرح شد که 2 تای آن هنوز در مغزمان است:

1-       عَدالت اجتماعی چرا زیباست ؟

2-       چه کسانی از نامساوی برقراری عَدالت اجتماعی نگرانند ؟ ( پاسخ آمد آقا ! استغقرالله)

طبق پیش بینی قبلی بعد از " الف نون " فری لب به سخن گشود . متن سخنرانی وی بدین شرح است :

"با سلام خدمت همه ی دخترای گلم . اول که سال تحصیلی جدید رو به همه اتون تبریک میگم ایشالله به حول و قوه ی پروردگار به هدفتون برسین . دخترای خوبی باشین نه مثه این دخترایی که مقنعه اشون تا اینجاس ( یه جایی وسط سر ) و آستین مانتوشون تا اینجا ( 1 وجب بالای مچ ) و موهاشونو اینجوری ( دستاشو تکوند بالا ) درس میکنن . یعنی یه جوری تو خیابون میرن که به من نگا کنین من خوشگلم ( چادرشو درس کرد ) ببینین..."

یکی آن وسط جیغ میزند . خبر میرسد یک نفر افتاده . گویا از شنیدن سخنان فری نفسش تنگ آمده. یکی مثه برق میدود ( از آن بالایی ها ) و او را کنار دیوار میبرد.

فری اعصابی شده هوار میکشد :

" قند خونش افتاده !! جیغ کشیدن نداره که .ببینین  اینایو که ما اسمشونو زدیم رو برد پارسال قبول شدن تو کنکور. این دختر ما دندانپزشکی دانشگاه تهران قبول شده . اصن قیافه ی این بچه انقد ساده بود که اصنشم ما میدونستیم که حتما یه جای خوب قبول میشه اصن . میگم قند خونش افتاده . پاشو بگیرن بالای قلبش خوب میشه . شمام چرا جیغ میزنی ؟ یواش بگو ... "

و ما میمانیم که چه طور افتادن یک نفر را به آرامی خبر دهیم ؟!

" ساناز جون هم یه صحبتی با شما داره که در مورد سایت مدرسه س " کف امثال آبی که از شیر می آید از گوشه ی فک همه آویزان می باشد. ساناز جون همان خانوم های کلاس است که گویا قبلا شاگرد همین سگدانی بوده است . میگوید سایت سگدانی را درست کرده و از همه یک user و password میخواهد که سر دخمه ها خواهد گرفت ازمان...sagdooni.com اولین حدسی است که از فکر کامی عبور میکند. فکر اینکه فری به سر حد مرگ خرج کرده و به قول خودش علاوه بر اینها یک اتاق سمعی بصری برای زبان و عربی افتتاح کرده که معلوم نیست کجا و چه گونه و نیز سه روز در هفته را که یکشنبه دوشنبه سه شنبه باشد به اردو  اختصاص داده همه ی مارا به حال تشنج  وا می اندازد . تازه میگویند فردا نوبت کلاس ماست که به اردو برویم . زعفرانیه باغ دارد آیا ؟!

و ما همچنان به سوراخ دماغ فری می اندیشیم...